گلدان
من خودم نیستم اما تو ... عجیب است منی
در دلم هستی و آرام مرا میشکنی
ریشهات ضربهی نرمیست به بیحجمی من
آه ای قاتل خوش رنگ! گل خواستنی
دارم آرام تـَرک میخورم و میروی و ...
ای درون همهی باغچهها کاشتنی
من تهی میشوم اما تو خودت میدانی
نیست از خاطر من یاد تو برداشتنی
نبض من رویش و بالیدن و شادابی توست
همزمان فلسفه و جاذبهی زیستنی
مست از بوی تنت میشکنم؛ میشکنی
دلبری کن که تو معنای نفسهای منی
شنبه بیست و سوم بهمن ۱۳۹۵ |
برچسب: گلدان,
نویسنده: مهتاب صالحپور
تاريخ: جمعه
27 مرداد
1396 ساعت: 14:28